داستان لیموترش

داستان اتش نشانی که آرزو داشت مدافع حرم شود

داستان عاشقانه

داستان اتش نشانی که آرزو داشت مدافع حرم شود

حمید مرواندی – تهیه کننده برنامه دوباره گوش کن

یکی دو ماه قبل بود که برای ضبط تیتراژ یکی از برنامه های تلویزیونی، به دنبال لباس آتش نشانی بودیم و به خاطر گران قیمت بودن آن، کسی حاضر به امانت دادن آن نمی شد.
بالاخره از طریق یکی از دوستان، آتش نشانی به من معرفی شد و در ایستگاه آتش نشانی امام حسین (علیه السلام) با او قراری گذاشتم تا چند ساعتی لباسش را به امانت بگیرم.

حین گپ و گفت کوتاهم ناگهان گفت کسی را سراغ داری بدون تشریفات و دردسر، من را بفرستد سوریه؟
دوست دارم مدافع حرم باشم و عاقبت به خیر.
امروز اولین نفری که به خاطر شدت سوختگی شهادتش اعلام شد، همان کسی بود که عاشق شهادت بود، شهید بهنام میرزاخانی.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 + هجده =