داستان لیموترش

داستان عبرت از مرگ دیگران

داستان پند اموز

داستان عبرت از مرگ دیگران

 بوستان سعدی

دو نفر از قدرتمندان نسبت به هم دشمنی داشتند و میان آنها همیشه جنگ و درگیری برپا بود.
یکی از آن دو مُرد و دیگری شاد و خشنود شد.
پس از مدتی، بر سر قبر او آمد و از اینکه دشمنش زیر خاک مدفون شده بود اظهار خوشحالی می کرد.
با زورمندی، سنگ قبر او را برداشت تا ببیند او چگونه عاجز و بیچاره زیر خاک خفته است، اما همین که چشمش بر جسد بی جان، تکیده و پوسیده او افتاد، افسرده خاطر و منقلب شد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یک + 2 =