داستان لیموترش

داستان ازادی غلام با تکه ای نان

داستان ازادی غلام با تکه ای نان

داستان پند اموز


یک روز امام سجاد (علیه السلام) در کوچه به تکه خرمایی برخوردند.
به غلامشان فرمودند که تکه خرما را به منزل ببرد تا امام آنرا استفاده کنند.
وقتی به خانه رفتند، امام تکه خرما را خواستند.
غلام گفت که من خود آن را خوردم.
امام خوشحال شدند و او را آزاد کردند.

اصحاب گفتند به خاطر این کار کوچک او را آزاد کردید؟
امام فرمود او به خاطر این عملش به بهشت خواهد رفت و من نخواستم کسی را که بهشتی است، به عنوان غلام نگه دارم.

منبع: جوانان و گناهان کبیره

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

1 × 4 =